زندگی

روانشناسی رنگ در برندسازی
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٦
 

 

روانشناسی رنگ یکی از جالب ترین و جنجالی ترین جنبه های برندسازی است. چه این امر شخصی باشد چه تجاری. دلیل این امر چیست؟ بیشتر مکالمات امروز در مورد رنگ ها و جذبه آن، احساسات، شواهد داستان گونه و تبلیغاتی را در بر می گیرد که در مورد «رنگ و ذهن» ادعاهای فراوانی را مطرح می کنند. به واقع روانشناسی رنگ در برند سازی چه اهمیتی دارد؟

تصورات غلط در مورد روانشناسی رنگ

چرا در مورد روانشناسی رنگ گفت و گو های زیادی صورت می گیرد؛ اما داده های حقیقی زیادی برای توسعه آن وجود ندارد؟  شاید دلیل این امر آن است که عواملی مانند اولویت شخصی، تجربیات، تربیت، اختلافات فرهنگی، فضا و غیره معمولا اثر رنگ ها را محو می کند. بنابراین ایده هایی مثل اینکه در طیف رنگ، زرد از نظر روانشناسی شادترین رنگ محسوب می شود، اشتباه است.


اهمیت رنگ ها در برندسازی

ابتدا باید به مساله برندسازی بپردازیم که یکی از مهم ترین مسائل، مربوط به درک رنگ ها و حوزه ای است که بسیاری از مقالات با این موضوع مشکلات شان را در آن مطرح می کنند. برای دسته بندی واکنش مصرف کننده به رنگ های مختلف تلاش های متعددی صورت گرفته است. مثلا رنگ زرد در لوگوی شرکت ها نشانه خوش بینی، وضوح و گرمی؛ رنگ نارنجی نشانه دوستی، خوشحالی و اطمینان؛ رنگ قرمز نشانه هیجان، جوانی و جسارت؛ رنگ بنفش نشانه خلاقیت، قوه تخیل و هوش؛ رنگ آبی نشانه اعتماد و قدرت؛ رنگ سبز نشانه صلح، رشد و سلامت و در نهایت رنگ نقره ای نشانه تعادل، خنثی بودن و آرامش است.

اما واقعیت موضوع این است که رنگ به شدت به تجربیات شخصی وابسته است تا اینکه آن را به احساسات خاص در سطح جهان معنی کنیم. باید گفت الگو های پیام دهی گسترده تری را می توان در مفاهیم رنگی پیدا کرد. به عنوان مثال، رنگ ها نقش قابل توجهی در خرید و برندسازی دارند. محققان در تحقیقی با عنوان «اثر رنگ در بازاریابی» دریافتند که بیش از ۹۰ درصد قضاوت های شتابزده در مورد محصولات می تواند فقط به رنگ مربوط باشد (با توجه به اینکه چه محصولی را می خرید).

با توجه به نقش رنگ ها در برندسازی، نتایج مطالعاتی مانند «اثرات تعاملی رنگ ها» نشان می دهد ارتباط بین رنگ ها و برندها به تناسب موجود در رنگی بستگی دارد که برای یک برند خاص مورد استفاده قرار می گیرد؛ یعنی آیا رنگ مورد استفاده با آن چیزی که برای فروش گذاشته شده، تناسب دارد یا نه؟

تحقیق دیگری به نام «قرمز مهیج و آبی باکفایت» نیز تایید می کند که قصد خرید به شدت تحت تاثیر رنگ ها است؛ چون رنگ ها بر چگونه دیده شدن برند اثر دارند. این یعنی رنگ ها به مصرف کننده می گویند «شخصیت» یک برند را چگونه ببینند.

تحقیقات دیگری هم نشان داده مغز ما برندهای قابل تشخیص را ترجیح می دهد که این موضوع بر اهمیت رنگ هنگام ایجاد هویت برند تاکید می کند. بنابراین بسیار مهم است که برندهای جدید هنگام طراحی رنگ لوگوی خود از تمایز آن با رقبا اطمینان حاصل کنند (مثلا اگر رقبا از رنگ آبی استفاده کرده اند، رنگ بنفش شما را متمایز خواهد کرد).

هنگام انتخاب رنگ درست، پیش بینی واکنش مشتری به تناسب رنگ با محصول، بیشتر از خود رنگ اهمیت دارد. در نتیجه، بین استفاده از رنگ و احساس مشتری از شخصیت یک برند، ارتباطی واقعی وجود دارد.

هر یک از رنگ ها به طور وسیعی با ویژگی های خاص مطابقت دارند (مثلا رنگ قهوه ای با محکم و زمخت بودن، بنفش با ظرافت و فرهیختگی و قرمز با هیجان شناخته می شود). اما تقریبا همه مطالعات آکادمیک در مورد رنگ ها و برندسازی به شما می گویند خیلی مهم است که رنگ های برند شما، به جای رعایت قانون ترکیب رنگ های کلیشه ای، هویتی را که می خواهید به تصویر بکشید، تایید کنند.

این اظهار نظر رایج اشتباه را که «سبز به معنی آرامش است» در نظر بگیرید. این مفهوم اشتباه است، چون گاهی اوقات رنگ سبز برای برندسازی سایت زیست محیطی تیمبرلند استفاده می شود و در موارد دیگری این رنگ در فضای پولی و مالی سایت Mint.com مورد استفاده قرار می گیرد و در دو حالت تاثیر بسیار مثبتی دارد. یا رنگ قهوه ای ممکن است برای فضای معرفی یک جنس محکم (مثل سایت محصولات چرمی Saddleback Leather) مناسب باشد؛ درحالی که در موقعیت دیگری برای ایجاد گرمی یا برانگیختن احساسات یا تحریک اشتها (مثل هر تبلیغ بازرگانی که در مورد شکلات دیده اید) هم می تواند به کار گرفته شود.

نتیجه نهایی خواندنی ها: برای انتخاب رنگ برند نمی توان مجموعه قواعد ساده و مشخصی تعیین کرد، اما انتخاب رنگ به طور حتم باید مورد توجه قرار بگیرد. احساس، خلق و خو و تصویری که برند شما ایجاد می کند، نقش مهمی در برانگیختن احساسات دیگران ایفا می کند. بدانید رنگ ها فقط زمانی روی کار می آیند که بتوانند با هویت مطلوب یک برند مطابقت داشته باشند (به عبارت دیگر، استفاده از رنگ سفید برای القای علاقه شرکت اپل به طراحی ساده و تمیز). بدون در نظر داشتن چنین مفهومی، ترجیح دادن یک رنگ به رنگ دیگر معنی ندارد و نمی توان اثبات کرد که مثلا رنگ نارنجی در کل دنیا بیشتر از رنگ نقره ای خریدار دارد.