زندگی

چرا زنان متاهل احساس تنهایی می کنند؟
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤
 

چرا زنان متاهل احساس تنهایی می کنند؟

جان کاچیپو استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه شیکاگو، تنهایی را اینطور تعریف می‌کند: نشانه آزارنده‌ای که هدف آن ترغیب ما به برقراری ارتباط است.” زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند باید به این نشانه توجه کنند و برای برطرف کردن این وضعیت اقدام کنند. تنهایی اگر برخورد نشود، قدرت این را دارد که ازدواج را برهم بزند و می‌تواند بر سلامت جسمی شما هم تاثیر منفی بگذارد.

تئوری‌ها/تصورات

زنان متاهل به دلایل مختلف، مثل سو‌استفاده احساسی، فقدان صمیمیت فیزیکی یا زمانیکه مشکلات کاری باعث می‌شود زمان کمتری را کنارهم سپری کنند، ممکن است احساس تنهایی کنند. طبق گفته‌های پپِر شوارتز، استاد دانشگاه واشنگتن، میل برآورده‌نشده برای ارتباط احساسی هم باعث می‌شود خیلی از زنان متاهل احساس تنهایی کنند. دکتر شوارتز می‌گوید، “دوستان دختر با علاقه، توجه و محبت گوش می‌دهند، مهم نیست که مردی چقدر خوب باشد، مقایسه رابطه‌ با همسرشان با دوستی که با خانم‌ها دارند باعث می‌شود احساس تنهایی کنند.”

تصورات نادرست

اگر احساس تنهایی می‌کنید، ازدواج کردن چاره کار شما نیست. درواقع، این تصور غلط که ازدواج می‌تواند تنهایی را درمان کند باعث می‌شود که برخی خانم‌ها وارد روابطی شوند که حتی باعث بدتر شدن احساس تنهاییشان شود. در کتاب “the mirages of marriage”، ویلیام جی لادرر و دان دی جکسون خاطرنشان می‌کنند که، “شدیدترین و آزاردهنده‌ترین تنهایی، تنهایی است که با فردی دیگر آغاز می‌شود.” وقتی ازدواج نتواند تنهایی فرد را پر کند، خشم، تلخی و پس‌زدن احساسی اتفاق می‌افتد که می‌تواند موجب بیشتر شدن حس تنهایی شود.

خطرات

براساس گفته‌های پروفسور کاچیوپو، تنهایی می‌تواند از نظر جسمی نیز بر قلب فرد تاثیر بگذارد. او می‌گوید، مغز افراد تنها مقدار بسیار زیادی کورتیزول که هورمون استرس است تولید می‌کند که بر سیستم قلبی-عروقی اثر گذاشته و می‌تواند خطر بیماری‌های قلبی را افزایش دهد.

همچنین تنهایی می‌تواند موجب افسردگی و رفتارهای خودتخریب مثل اعتیاد یا خیانت شود. براساس گفته‌های دکتر جویس هامیلتون‌بری زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند، بیشتر به خیانت کشیده می‌شوند. او می‌گوید، “زنان معمولاً زمانی دست به خیانت می‌زنند که ازدواج خواسته‌های آنها را برطرف نکرده و دچار مشکل باشد.”

نظر متخصصین

دکتر شوارتز خاطرنشان می‌کند که حرف زدن با دوستان درمورد مشکلات و مسائل زندگی زناشویی می‌تواند کمک‌کننده باشد. او به خانم‌ها توصیه می‌کند که توقعات بیش‌ازحد از همسر خود نداشته باشند و خودشان هم توجه کافی به شوهر خود داشته باشند. خیلی اوقات برای به‌دست آوردن توجهی که از طرف مقابل انتظار داریم، باید خودمان همان میزان به او توجه نشان دهیم. او می‌گوید، “ازطرف دیگر، اگر به‌اندازه کافی توجه می‌کنید اما توجهی درمقابل دریافت نمی‌کنید، آنوقت مشکل وجود دارد.”

درخواست کمک

دکتر شوارتز به زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند پیشنهاد می‌کند که زمان بیشتری را کنار دوستان دختر خود بگذرانند و زندگی اجتماعی خارج از زندگی زناشویی خود ایجاد کنند. همچنین باید درمورد علت احساس تنهاییشان با همسرشان صحبت کنند و سعی کنند باهم برای ساختن رابطه‌ای قوی تلاش کنند. مشاوره و درمان، چه به تنهایی یا درکنار همسر هم می‌تواند برای ریشه‌یابی این مشکل مفید باشد.


 
 
شبی با زنی دیگر
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۱
 

 شبی با زنی دیگر

  ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند.

لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید.

اومیگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم.

زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد. و از بیرون رفتن با من لذت خواهدبرد.
زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.

 

آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟

 او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست.

به او گفتم:

 بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم.

او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.

آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.

ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم.وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.


چند روز بعد مادر م در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.

 

در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.هیچ چیز در زندگی مهمتر از خدا و خانواده نیست.

 

 


 
 
نوشیدن آب سرد پس از غذا خوردن سرطان زاست
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۱
 

 نوشیدن آب سرد پس از غذا خوردن سرطان زاست
خوردن یک لیوان نوشیدنی خنک بنظر خیلی مطبوع میرسد . حال آنکه زمانی که شما آب سرد بعد از غذا میل میکنید آب سرد می تواند توده های چربی را که شما با غذا خورده اید سفت و منجمد کند . این عمل فرآیند هضم غذا را کند کرده و نیز زمانی که با اسید معده ترکیب می شود تجزیه شده و بسرعت توسط روده جذب می شود .حتی سریعتر از غذای جامد .
 این ماده سطح روده را می پوشاند و تبدیل به چربی شده و محمل مناسبی برای سرطان می شود .. پس بهترین کار اینست که پس از خوردن غذا سوپ یا نوشیدنی گرم بخوریم ..
 علائم مشترک حمله قلبی یک تذکر درباره حمله قلبی اینست که باید بدانیم که هر حمله قلبی لزوما با درد در ناحیه بازوی چپ آغاز نمی شود . بهتر است که به درد شدید در ناحیه آرواره هم حساس باشیم .
 شما ممکن است که در طول یک حمله قلبی هیچ احساس دردی در ناحیه قفسه سینه نداشته باشید اما تهوع و عرق کردن شدید هم از علائم رایج این بیماری است ..
 شصت درصد افرادی که در خواب دچار حمله قلبی می شوند هرگز از خواب بیدار نمی شوند . اما درد در ناحیه آرواره میتواند هشدار دهنده باشد و شما را از خواب عمیق بیدار کند . بهتر است که مراقب باشیم . هرچه بیشتر بدانیم به ما شانس بیشتری برای زنده ماندن می دهد .


 
 
چرا آشنایی با دو زبان می تواند موجب موفقیت باشد؟
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
 

چرا آشنایی با دو زبان می تواند موجب موفقیت باشد؟

نظر دانشمندان و محققین بر این است که کسانی که می توانند به دو زبان سخن بگویند از قدرت ذهنی بالاتری برخوردارند و کمتر در معرض بیماری های حاد فراموشی چون آلزایمر قرار می گیرند. به گزارش  دانشمندان معتقدند که کسانی که به دو زبان تسلط دارند قابلیت انجام کارهای همزمان را نیز دارا می باشند و از ابتلا به بیماری هایی چون آلزایمر بیشتر در امان هستند.تحقیقات جدید به این نتیجه رسیده است افراد دو زبانه از کارکرد ذهنی بهتری برخوردارند و در انجام چندین کار همزمان به نسبت کسانی که تنها یک زبان بلد هستند موفق تر می باشند.

 

محققین درباره علت بالاتر رفتن توانایی این افراد می گویند کسانی به دو زبان تسلط دارند ، استفاده همزمان آن ها به مانند ورزش ذهن است و دائما ذهن این افراد را فعال نگه می دارد که در اصطلاح علمی به این موضوع تحت عنوان ” ورزش ذهن” اشاره می شود.این شرایط برای کسانی که از کودکی به دو زبان مسلط می شوند بیشتر قوت می گیرد. اما محققین اذعان می کنند که انسان از فواید به کارگیری دو زبان حتی در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی نیز می تواند بهره ببرد.زبانشناسی سنتی معتقد است که کودکانی که در خانه هایی که دو زبان در آن به کار رفته می شود، دچار مشکل می شوند اما تحقیقات جدید نشان می دهد که این امر موجب توانایی وتمرین بیشتر ذهن آنان است. هر چند در این زمینه بین زبانشناسان نوین و روانشناسان اختلافاتی در زمینه پذیرش دو زبان و ایجاد سردرگمی به ویژه در کودکان وجود دارد اما در مجموع می تواند نتیجه گرفت این شرایط هر چند سخت به نفع انسان تمام شود. این باور وجود دارد که کسی که دوزبان را همزمان می آموزد گاهی دراستفاه همزمان آن دچار مشکل می شود.

در تحقیقات اخیری که در دانشگاه یورک تورنتو بر روی ۲۱۱ کانادایی که از بیماری آلزایمر رنج می بردند صورت گرفته است نشان داده شده است که نزدیک به نیمی از آن ها به دو زبان تسلط داشته اند و بیش از نیم دیگر آنان تنها یک زبان را به صورت روان می توانستند استفاده کنند. اما در این میان کسانی که به دو زبان تسلط داشته اند در حدود ۴ سال بعد بیماری آنان به شرایط حاد رسیده است و این میزان به صورت میانگین ۵ سال دیرتر از افرادی که تنها به یک زبان تسلط دارند است.به طور کل در میان کسانی که دو زبان را مسلط بوده اند شرایط بیماری به شدت افراد یک زبانه نبوده است.

دکتر الن بیالیستوک نیز بعد از انجام این تحقیقات تاکید می کند آثار مثبت این موضوع برا ی افرادی که از زمان کودکی به دو زبان مسلط شده اند بسیار بیشتر است.اما این امر برای افرادی که سعی در یادگیری زبان دوم در برهه دیگری از سن خود مانند میانسالی دارند به مانند جلوگیری از این شرایط است و باعث فعالیت مثبت ذهن آنان می شود.در این راستا افراد با فعال نگه داشتن ذهن خود و استفاده از آن می توانند به کارهای مهتری با درصد موفقیت بیشتر دست زنند و با سلامتی ذهنی خود مدت بیشتری از طول عمر خود صرف استفاده بهینه از آن کنند.

 


 
 
شخصیت خود را چگونه بشناسیم
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
 

شخصیت خود را چگونه بشناسیم

شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی`ارک برن` آشنا شوید، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید

 

در این نظریه شخصیت هر فردی از سه بخش تشکیل شده است. ولی در هر فردی یکی از این بخشها غالب هست، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم.

ارک برن می گوید رفتارها، افکار، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.

وی اجزاء شخصیت انسان را به 3 بخش تقسیم می کند.

1 – حالت من کودک child ego stage

2 – حالت من والد parent ego stage

3 – حالت من بالغ ego stage adult

 

1 – حالت من کودک child ego stage

کودک به هنگام به دنیا آمدن، احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود. مثلا با گرسنه بودن، می گرید و با تامین بودن، می خندد…. و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.

این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر، فکر یا بررسی جوانب، فقط با احساسات و لذات سر و کار دارد. پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.

سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:

-1 هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.

-2 آینده را نمی بیند

-3 خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد

احساسات منفی، خلاقیت، کنجکاوی، علاقه به دانستن، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند. اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.

تمایلی به رعایت قیود اجتماعی، عرف، مذهب، قانون، تعقل و… ندارد.

 

-2حالت من والد

در سالهای اولیه کودکی (مخصوصا 5 سال اول)، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.

این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.

این بخش شخصیت، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد، قانون مداری، بایدها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.

همانطور که بعدا خواهیم گفت 3 بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.

شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کار است و کار. و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.

این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.

اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.

دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آن هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.

زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.

-3حالت من بالغ

این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.

این بخش شخصیت است که:

  تجزیه و تحلیل می کند.

. آینده نگری می کند.

میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.

احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.

فعالیتهای دو بخش قبلی (کودک و والد) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست.

در واقع شخصیت کامل انسانی، شخصیتی هست که 3 بخش فوق (کودک – والد – بالغ) توأم به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه و تحلیل متعادل نگه دارد.

سرنخهای شناسایی شخصیت

چه بخشی از شخصیت شما بر شما حاکم است؟

از دید ارک برن شخصیت ما از تعامل 3 جزء مختلف (1– کودک 2– والد 3– بالغ) تشکیل شده است. همچنین توضیح داده شد که خصوصیات هر یک از این 3 بخش چگونه است و اگر هر کدام بر شخصیت یک فرد حاکم شود آن شخص چگونه رفتار می کند، احساس می کند، فکر می کند و یا صحبت می کند.

هر یک از سرنخهای زیر نشان دهنده یکی از بخشهای سه گانه شخصیت است:

 

-1جزء کودک

الف) سرنخهای کلامی:

- کاشکه

- دلم می خواد

- نمی دونم

- می خوام

- به من چه

- شاید وقتی که… ( بزرگتر شدم، قبول شدم، مدر ک گرفتم، (….

- نگاه کن چه کار کردم … (گزارشم را ببین، ماشینم را ببین، لباسم را ببین، کارم رو ببیین و....(  

- صفات تفصیلی (مثل بهتر، بهترین، بزرگتر، بزرگترین (….

مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:

کاش پارسال این زمین را خریده بودم.

دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم.

نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.

شاید وقتی تجربه دار بشم بتونم.

در گزارش من، بهترین، پرمحتواترین و… مطالب را خواهی یافت.

ب ) سرنخهای جسمانی

- غش غش خندیدن

- وول خوردن

- شعف

- چشم پائین انداختن

- کج خلقی

- جیغ

- ناله

- چشم گرداندن

- شانه بالا انداختن

- لج کردن

- قهر کردن

- سر به سر گذاشتن

- رجز خواندن

( بررسی کنید چه مقدار از نظر کیفی و کمی این سرنخها کلامی و جسمانی در شما و اطرافیانتان وجود دارد. آیا این سرنخها در شما یا آنها غالب نیست؟(

 

2 – جزء والد

الف) سرنخهای کلامی:

- دیگه نمی تونم

- جونم به لب رسیده

- گوش کن، همیشه هم یادت باشه

- قیودی مثل: هرگز، همیشه، هیچ وقت

- آخه چند دفعه بهت بگم

- می خوام ته و توی این موضوع را در آورم، برای اولین و آخرین بار

 - بیشتر کلمات تنبیه کننده یا تشویق کننده استفاده می کنند مثل : بی شعور، مسخره، بد، نفرت انگیز، وحشتناک ، تنبل، مزخرف، بی خود، طفلک، جرات نمی کنه، خوشگل، نکن، عیب نداره، باز دیگه چه شد، بازم و کلمه های باید و مجبور است.

ب) سر نخهای جسمانی:

- اخمها و چین های پیشانی

- سر تکان دادن

- نگاه ترس آور

- انگشت روی لبها نهادن

- دستها روی سینه گذاشتن

- آه کشیدن

- لبهای در هم فشرده

-انگشت سبابه که اشاره می کند.

کسانی که بخش والد شخصیتشان بر آنها حاکم هست. افراد جدی، خشک، کاری و غیر قابل انعطاف هستند. آنها محکم حرف می زنند و کمتر اهل مشورت هستند. گویا همیشه حق همان است که از دهان آنها در می آید و در این مسئله حتی تردید هم نمی کنند، چه برسد به اینکه بخواهند مشورت دیگران را قبول کنند. بر خلاف دسته اول (کسانی که جزء کودک شخصیت بر آنها حاکم است)، این افراد به جای لذت طلبی، فقط به دنبال واقع نگری، آینده نگری و سخت کوشی هستند. معمولا خانواده این افراد از دستشان کلافه اند.

از تفریح و … در زندگی آنها اثر زیادی به چشم نمی خورد. بکن و نکن ها و دستورات متوالی آنها اطرافیانشان را در فشار می گذارد. گوش شنوای زیادی ندارند. فقط به هدف می اندیشند و هیچ انعطافی را با دیگران نشان نمی دهند.

زندگی تک بعدی آنها، اگر چه بر خلاف گروه اول است ولی چون تک بعدی هست رضایت خودشان و دیگران را به همراه ندارد و آرامش آنها مخدوش است.

خود و اطرافیانتان را از نظر این سرنخها مورد دقت قرار دهید.

3 – سرنخهای جزء بالغ شخصیت:

-کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. مثل: چرا؟ چه؟ کجا؟ کی؟ چطور؟ چقدر؟ از چه طریق؟

- استفاده از قیودی مثل: تا حدی، احتمالا

- کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من، من فکر می کنم.

-کلماتی که نشان دهنده تامل و صبر است: تا فردا بررسی می کنم. صبر کنم بیشتر ارزیابی کنم.

 

خلاصه و نتیجه گیری:

اگر بخواهید در زندگی لذت ببرید و به آرامش برسید باید قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حکومت کند. (البته منظور این نیست که دو بخش کودک و والدتان از بین بروند.)

در واقع این جزء بالغ است که شما را متعادل می سازد. یعنی تا حدی کودک وجودتان را ارضاء و شاد می کند. ولی نه آنقدر که فرامین والد شخصیت را زیر پا بگذارد و موجب شود پیشرفت و موفقیت و آینده نگری فرد به خطر بیفتد.

قسمت بالغ شخصیت، مخ متفکر و مرکز کنترل شخصیت هست که با تجزیه و آنالیز موقعیت های گوناگون سعی می کند آنها را با درون فرد سازگار کند.

- اگر متعصب هستید

- اگر دائما فقط به فکر لذت بردن هستید و به آینده توجهی ندارید

- اگر فقط به فکر خودتان هستید

- اگر انتقاد پذیر نیستید

- اگر در برابر مشکلات همیشه به شیوه تکراری از یک روش منسوخ استفاده می کنید

بدانید که قسمت بالغ شخصیت تان بر شما حاکم نیست.

از طرف دیگر اگر همیشه فقط با سخت کوشی تان همه را خسته کردید و فقط به دنبال ثروت، قدرت، پیشرفت و علم هستید و هیچ وقتی به خود و اطرافیانتان برای لذت بردن نمی دهید، باز هم بدانید که قسمت بالغ شخصیتان کنترل شما را به عهده ندارد.

حالا با توجه به سرنخهای شخصیت، شما جزء کدام دسته از افرادید؟ و با زندگی چه می کنید؟


 
 
کوتاه و آموزنده ولی واقعی
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
 

داستانی  کوتاه و آموزنده
در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. "رضایت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش "زندگی" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.

بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است !


همین امروز گرمابخش قلب یک نفر شوید... وجود فرشته ها را باور داشته باشید

و مطمئن باشید که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت

 


 
 
چگونه بر اضطراب امتحان غلبه کنیم
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
 


چگونه بر اضطراب امتحان غلبه کنیم


اضطراب امتحان نوعی خود مشغولی ذهنی است که با تردید فرد درباره توانایی های خود مشخص می شود و غالبا با شناخت منفی، عدم تمرکز حواس، واکنشهای جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است.

:: دلایل کلی اضطراب در زمان امتحان

1. سخت گیریهای بیش از حد والدین: برای کسب نمره عالی و هشدار بیش از حد درباره امتحان.

2. ترس و تهدید: هنگامی که والدین شرایط سختی را در ایام امتحانات برقرار می کنند و فرزند خود را از گرفتن نمره کم و یا عدم قبول شدن ترسانده و تهدید می کنند.

3. والدین مضطرب: وجود اضطراب در والدین باعث انتقال آن به فرزند و تشدید اضطراب او در ایام امتحانات می شود.

4. مقایسه کردن: هرگاه والدین یا معلمان دائما توانایی های فرد را با توانایی های فرد دیگر سنجیده و این امر با سرزنش همراه باشد، اعتماد به نفس فرد کم شده و بر اضطراب او افزوده می شود.

5. پاداش نامناسب: زمانی که اطرافیان برای قبول شدن و یا گرفتن نمره عالی، پاداش بیش از حد در نظر می گیرند.

6. انتظارات بیش از حد: گاهی اضطراب امتحان به این دلیل است که انتظارات والدین از فرزندان یا فرد از خود بیش از توانایی های اوست.

:: راهکارهایی برای کاهش اضطراب امتحان

1. بر تواناییهای فرزندمان تاکید کرده تا اعتماد به نفس او تقویت گردد.

2.
انتظارات خود را با تواناییهای فرزندمان هماهنگ کرده و از او توقع بیش از حد نداشته باشیم.

3.
تلاش فرزندمان را برای کسب موفقیت های هرچند کوچک را قدر دانسته و او را تشویق کنیم.

4.
عملکرد فرزندمان را با خودش مقایسه کرده، در صورت پیشرفت او را تشویق نموده و در غیر اینصورت در صدد علت و رفع آن باشیم.

5.
امتحان جزئی از فرآیند آموزش است. آن را عملکرد طبیعی و معمولی آموزش بدانیم و از حساسیت بی مورد نسبت به آن بپرهیزیم.

6.
به فرزندمان اطمینان خاطر بدهیم که در کنارش خواهیم بود و اگر مشکلی داشت او را یاری خواهیم کرد.

7.
به فرزندمان یادآور شویم که تمام تلاشش را صرف یادگیری درسها نماید نه کسب نمره.

8.
با فرزندمان به گونه ای رفتار نماییم که او بتواند عقاید و نگرانیهای خود را درباره ی امتحان آشکارا بیان کند.

9.
آخرین وضعیت درسی فرزندمان را از معلمش جویا شویم تا بهتر بتوانیم به او کمک کنیم.

10.
ساعت خواب فرزندمان را طوری تنظیم نماییم که خواب مورد نیازش تنظیم شود. به عبارت دیگر شب ها زود بخوابد تا صبح ها زودتر بیدارشود.

11.
در ایام امتحانات فضای خانواده را شاد و از مشاجره و برخوردهای لفظی پرهیز نماییم.

12.
تشویق، تحسین و تاکید روی نقاط قوت فرزندمان را فراموش نکنیم. زیرا این رفتارها انگیزه آنان را برای پیشرفت تحصیلی بیشتر می کند.


 
 
عمده مشکلات سفره ایرانی
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٩
 

دوست عزیزلطفابرای خواندن این مطالب وقت بگذاریدسپاسگزارم
 
 
 عمده مشکلات سفره ایرانی
 
1- زرشک پلو با مرغ و باقلا پلو با ماهی
هر دوی این غذاها، بسیار سرد هستند و به مرور زمان در صورت مصرف زیاد، غلظت خون ایجاد کرده و مقدار زیادی اخلاط نابجا و مضر بلغم و سودا در بدن تولید می کنند. ماهی، مرغ، برنج، زرشک، باقلا، روغن نباتی همگی سرد و بلغم زا هستند. حال اگر همراه این غذاها، سالاد، ماست یا ترشیجات هم مصرف گردد، مشکل چند برابر خواهد شد. در صورت مصرف چنین غذاهایی، حتما بایستی ادویه ها و مواد غذایی گرم مثل فلفل سیاه، زنجبیل، آویشن، سیاه دانه، عسل، کنجد و خرما مصرف نمایید.
 
2- خوردن ماست و دوغ همراه با غذاهای گوشتی
مصرف همزمان ماست و غذاهای گوشتی، یکی از ممنوعات طب سنتی به حساب می آید. طبق گفته حکما، مصرف همزمان ماست با غذاهای گوشتی علاوه بر اینکه تولید بلغم می کند، موجب فساد گوشت در معده و در برخی موارد بروز لک و پیس می شود. 
 
3- حذف سبزی از سفره و جایگزینی سالاد
 طبع اغلب سبزی ها گرم است و به هضم غذا بسیار کمک می کنند. سبزی ها سرشار از مواد معدنی و ویتامین هستند؛ همچنین به علت دارا بودن فیبر، مانع یبوست می شود. اما سالاد بر خلاف سبزی، طبع سردی دارد و هضم غذا را (برخلاف تصور مردم) مختل می کند.
نکته: بهترین ماده جهت شستشو و ضدعفونی سبزی، سرکه و نمک دریا می باشد.
 
4- خوردن زیاد عدسی
عدس غذایی سودا زاست و مصرف زیاد آن موجب بروز و افزایش غلظت خون می شود. اما متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که به علت تبلیغات زیاد در رابطه با خون ساز بودن عدس، مردم سایر حبوبات را کنار گذاشته و عدس را بیش از سایر حبوبات مصرف می کنند. در طب  سنتی بر مصرف نخود بسیار تاکید شده است. نخود دارای خاصیت سم زدایی، افزایش توان جنسی، افزایش حافظه، تقویت قلب، خون سازی، استخوان سازی، جلوگیری از سفید شدن موها و ده ها خاصیت دیگر ذکر شده است.
 
نکته ای در رابطه با مصرف نخود: جهت کاهش مشکل نفخ معده در زمان مصرف نخود، بهتر است آن را 12 ساعت قبل از طبخ خیس کرده و سپس آب آن را دور بریزید.
 
5- مصرف پنیر به تنهایی و در وعده صبحانه
مصرف پنیر به تنهایی بسیار مضر می باشد و بلغم زاست. خوردن پنیر به تنهایی و در وعده صبحانه، فرد را دچار رخوت، سستی و بی حالی و کندی در یادگیری و کاهش تمرکز ذهن می گردد. 
غده پاراتیروئید، وظیفه تنظیم کلسیم و فسفر بدن و جذب آن ها را به عهده دارد. این غده کلسیم و فسفر را با یکدیگر و در کنار هم می شناسد، بنابراین در زمانی که ماده غذایی حاوی کلسیم را مصرف می کنیم، بایستی همراه آن نیز فسفر مصرف کنیم، در غیر اینصورت، غده پاراتیروئید، فسفر را از مغز برمی دارد که موجب کندذهنی می شود.
بهترین زمان مصرف پنیر، وعده شام و به همراه مصلاحات آن (گردو، زیره، سیاه دانه و آویشن) می باشد. زیرا بیشترین میزان ترشح توسط غده پاراتیروئید در هنگام شب صورت می گیرد.
نکتهگردو (و همچنین بادام) باید در زمان مصرف شکسته شود، زیرا در برخورد طولانی مدت با هوا، اکسید شده و خاصیت اولیه خود را ندارد.
نکتهبادام نباید با پنیر مصرف گردد. زیرا موجب فساد در معده شده و گوارش را با مشکل رو به رو می کند و به عنوان عامل مهمی در تشکیل سنگ کلیه و مثانه محسوب می شود.
 
6- حذف سرکه از غذا
حذف سرکه یکی از ظلم هایی است که توسط گروهی از پزشکان دامن زده شده است. تحت اینکه که سرکه برای اعصاب مضر و سبب زخم معده می شود. در صورتی که رازی، رساله ای تحت عنوان رساله سرکه دارد که هزار خاصیت برای سرکه بیان کرده است.
سرکه در طب سنتی به عنوان یک حمل کننده (Carrier) محسوب می شود. حمل کننده ماده ای است که داروها را جهت مصرف به اعضای مورد نیاز می رساند.
(نکته: عسل هم یک حمل کننده بسیار مهم به حساب می آید)
طبق تحقیقات، سرکه در کاهش کلسترول، چربی و قند خون، نقش به سزایی دارد. همچنین سرکه سبب گشاد شدن عروق و بهتر شدن جریان خون می شود؛ به هضم غذا کمک کرده و صفرا بُر است؛ ضدعفونی کننده و موجب از بین رفتن رسوبات و املاح مضر است.
نکته: طبیعت سرکه سرد است و افراد بلغمی و سوداوی باید در مصرف آن دقت نمایند. چنانچه افراد سرد مزاج در مصرف سرکه (بدون مصلحات) زیاده روی کنند، ممکن است موجب افت فشارخون و بی حالی گردند. بنابراین افراد سرد مزاج باید سرکه را با عسل و یا شیره خرما مصرف نمایند.
 
7- تنوع خواری و مصرف اقلام متعدد در یک وعده غذایی
چنین شیوه غذا خوردن، موجب به هم خوردن تنظیم گوارش شده و بسیار مضر است. زمانی که چند ماده غذایی متنوع را در یک وعده میل می کنید، آنزیم های هاضمه دچار سردرگمی و اختلال شده و هضم غذا ناقص خواهد شد. زیرا مواد غذایی متفاوت، زمان هضم متفاوتی با یکدیگر دارند. در نتیجه از ترکیب این مواد، اخلاط فاسد در بدن تولید می گردد.
 
8- وعده غذایی ظهر
از نظر طب  سنتی وعده غذایی ظهر، مضر بوده و بلغم و سودا را در بدن زیاد می کند و سبب غلظت خون می گردد. ترک وعده نهار موجب تقویت ایمنی بدن، تناسب اندام، حفظ تعادل مزاج و رفع بیماری ها می شود.
 گرم ترین زمان در طول روز، ظهر است که بهترین کار در آن ساعات، سرد کردن بدن است، نه خوردن غذا. در طب سنتی توصیه شده که انرژی بدن در زمان ظهر از خواب قیلوله تامین شود.
 
9- عدم مصرف صحیح آجیل
آجیل برای کاهش چربی، غلظت خون، سلامت قلب، سلامت کبد و افزایش کارکرد مغز بی نهایت مفید و لازم است. طبق تحقیقات مصرف روزانه یک مشت آجیل، بین 5 تا 15 سال به طول عمر انسان می افزاید. مصرف حداقل 7 عدد بادام در روز (البته به شرطی که به صورت تازه از پوست در آید) در جهت پاکسازی کبد و تقویت استخوان ها، رشد قدی اطفال و افزایش ضریب هوشی و حافظه توصیه شده است.
بهترین نوع آجیل، 4 مغز گردو، بادام، فندق و پسته است که 4 برابر گوشت انرژی دارد و تمام 20 نوع پروتئین مورد نیاز بدن را تامین می کند. توصیه می شود 4 مغز را هفته ای یک بار درست کرده، به صورت پودر در آورده و در یک ظرف در بسته نگهداری نمایید. 4 مغز به عنوان یک غذای بسیار عالی برای کودکان در حال رشد می باشد.
افراد صفراوی بایستی در مصرف آجیل احتیاط کرده و زیاده روی نکنند.
 
10- عدم مصرف صحیح ادویه جات
باور غلط و مصطلح دیگر مضر بودن ادویه جات برای کبد است. تنها مورد احتیاط ادویه، افراد صفراوی می باشند.
مصرف ادویه با غذا موجب فعال شدن کبد و کارکرد منظم دستگاه گوارش خواهد شد. اکثر ادویه ها خاصیت دارویی و درمانی دارند. به طوری کلی ادویه جات باعث تعدیل بلغم اضافی معده و رطوبت های نابه جای دستگاه گوارش می شود. مصرف مداوم و بلند مدت ادویه ، بلغم و سوداری نا به جای بدن را کاهش داده و در تخفیف و درمان بیماری های ناشی از بلغم و سودا بسیار موثر است. بیماری هایی مثل آرتروز، درد مفاصل، نفخ معده، کاهش حافظه، صرع، شب ادراری، عفونت های زنانه، افسردگی و ...
 
11- مصرف میوه همراه با غذا
مصرف میوه با غذا سوء هاضمه و اخلاط فاسد تولید کرده و موجب تباه شدن معده می گردد. تنها دو میوه زیتون و انار، مجوز مصرف با غذا را دارند. جالب است که بدانیم مصرف آن ها به تنهایی از دیدگاه طب سنتی مناسب نیست و مضر شناخته شده است.
بهتر است میوه ها به تنهایی و در وعده جداگانه ای مصرف شوند. و در هر وعده غذایی تنها یک نوع میوه (به دلیل متفاوت بودن زمان هضم مواد غذایی مختلف) که البته باید به فصل و کاملا رسیده (کال نباشد) میل شود. به عنوان مثال در یک وعده نباید همزمان از سیب و پرتقال استفاده شود.
میوه ها دارای فیبر بوده و مانع از یبوست می شوند. همچنین موادی سرشار از ویتامین محسوب می شوند.
 
نکته: شیر هم یک غذا محسوب می شود، بنابراین مصرف میوه با آن ممنوع است و  مصرف میوه با شیر، معده را تباه می کند. به عنوان مثال شیر و موز.
 
12- مصرف نکردن مصلحات غذایی
هر غذایی در طب سنتی دارای چندین مصلح می باشد. مصلح ماده غذایی است که در اصلاح و تعدیل عوارض جانبی احتمالی آن غذا موثر خواهد بود. مصلح هضم غذا را بهتر کرده و خواص و فوائد و میزان اثرگذاری غذا را در بدن و ارگان های مربوطه مضاعف می کند.
در تغذیه سنتی ایرانیان، مصرف مصلحات به طور کامل رعایت می شده است. کمتر غذا و میوه ای دیده می شده که بدون مصلح مصرف شود. متاسفانه امروزه اغلب این مصلحات کنار گذاشته شده و همین سبب کاهش کم و کیف در جذب و هضم غذا خواهد شد.
 
به کمک فایل زیر می توانید با مصلحات مواد غذایی مختلف آشنا شوید. مطالب این فایل شامل اسامی داروهای اساسی در طب سنتی، چله های 14 گانه سلامت جسم و روان و لیست مصلحات غذاها می باشد.
 
 
13- استفاده از اقلام و غذاهای وارداتی
اکثر این غذاها یبوست زا هستند. و از نظر طب سنتی، یبوست مادر تمام بیماری هاست. همچنین تمامی این غذاها توسط کارخانه ها تولید می گردند و کارخانه ها جهت افزایش زمان ماندگاری محصولات خود به این محصولات مواد نگهدارنده شیمیایی اضافه می کنند. از جمله ماکارونی، پیتزا، پفک، سوسیس، کالباس، بیسکویت ها، شکلات ها و ... . تمام این محصولات جای توضیح و بحث بسیار دارد که انشاالله در آینده مطالبی ارائه خواهد شد. 
 
14- ایستاده غذا خوردن
خوردن غذا به صورت ایستاده موجب افزایش سودا در خون شده و ایجاد غلظت در خون می‌کند.
 
15- مصرف زیاد سالاد الویه
سالاد الویه جزء غذاهای بسیار سرد و بلغم‌زاست. لذا باید با ادویه‌های گرم نظیر فلفل و آویشن، مصرف شود. همچنین استفاده از سس مایونز در این غذا به علت دارا بودن مواد شیمیایی کُربات و سُربات، در خون ایجاد مسمومیت کرده و سرطان‌زا می‌باشد.
 
16- تندتند غذا خوردن
غذا باید کاملا جویده شده و به آرامی خورده شود.  سریع خوردن غذا سبب ترشح ناقص آنزیم‌های گوارشی شده و هضم را مختل می‌کند. فراموش نشود، در صورتی که هضم به هر دلیلی ناقص صورت گیرد، خلط فاسد و نابجا در بدن تولید می‌شود. 
 
17- مصرف غلط ماست با اسفناج
مصرف ماست با اسفناج به دلیل تشکیل اگزالات کلسیم، مولد تشکیل سنگ کلیه و مثانه است، اما امروزه به وفور مصرف می‌شود. مصلح ماست و اسفناج، زعفران و گردو می‌باشد.
 
اقلام و اغذیه‌های مضر و خطرناک
 
1-روغن نباتی
روغن‌های هیدروژنه جامد و روغن‌های نباتی مایع، سبب افزایش چربی، کلسترول و تری‌گلیسیرید شده و در عروق بدن و قلب رسوب کرده و پلاک چربی تشکیل می‌دهد. همچنین مواد رنگ بر و مواد نگهدارنده افزوده شده به این روغن‌ها، ترکیبات مضر و خطرناکی هستند.
گزارش‌های مکرر از کارخانه‌های تولید روغن، از آلودگی مخازن نگهداری روغن، به حیوانات موزی مثل موش و ...، همچنین استفاده از ماشین‌های حمل و نقل آلوده به مواد نفتی جهت حمل مواد اولیه روغن‌های مایع، خبر می‌دهند. 
علی رغم تبلیغات زیاد کارخانه‌های سازنده و برخی از پزشکان، مصرف روغن‌های مایع نیز سبب افزایش کلسترول می‌گردد. همچنین کره گیاهی مارگارین، طی تحقیقات 10 ساله آمریکا، موجب رسوب چربی و کلسترول در عروق و تشکیل پلاک چربی در عروق کرونر قلبی و بیماری‌های قلبی نقش موثر داشته و از عوامل سکته قلبی به شمار می‌رود.
در برابر روغن‌های فوق، بهترین روغن‌ها، روغن کنجد، زیتون، روغن دنبه و انواع روغن‌های محلی می‌باشد
 
2-نوشابه
نوشابه حاوی ماده نگهدارنده بنزوات سدیم که بسیار سمی و خطرناک و سرطان‌زاست، می‌باشد. طبق تحقیقات غیر رسمی، درصد این مواد در نوشابه‌ها از حد مجاز استاندارد، بالاتر است.
کافئین و مواد رنگی موجود در نوشابه، برای قلب بسیار مضر بوده و سبب بی‌قراری و نامنظمی ضربان قلب می‌گردد.
همچنین وجود گاز CO2 موجود در نوشابه، موجب شل شدن دریچه بین معده و مری شده و ایجاد رفلاکس می‌کند. در نتیجه محتویات معده که اسیدی هستند، وارد مری شده و ایجاد زخم در انتهای مری می‌کند. در نهایت ممکن است موجب بروز بیماری «بارِت» و در صورتی که درمان نشود، سبب بروز سرطان مری گردد. گاز CO2، خیلی سریع با مواد غذایی ترکیب شده و وارد بدن می‌گردد؛ گاز co2 در حقیقت همان گاز موجود در بازدم انسان می‌باشد و به اندازه‌ای برای بدن مضر است که در اسلام دمیدن بر غذا مکروه عنوان شده است. چه رسد به اینکه یک بطری از این گاز خورده شود.
اسید فسفریک موجود در نوشابه بر استخوان‌ها، مغز، و ماهیچه‌ها اثر می‌گذارد و مانع جذب کلسیم در این اندام‌ها می‌شود. اسید فسفریک با کلسیم استخوان‌ها رقابت کرده و کلسیم را از سطح استخوانی برداشت کرده وخود جای آن می‌نشیند و بدین ترتیب از طرفی سبب نرمی وپوکی استخوان شده و از طرفی رسوبات کلسیم وارد خون شده و ایجاد سنگ کلیه می‌کند. کاهش کلسیم در مغز موجب بروز احساس کسالت و رخوت می‌شود، همچنین کاهش کلسیم در ماهیچه‌ها موجب ضعف آن‌ها و در نتیجه ضعف جسمانی می‌گردد.
مواد قندی موجود در نوشابه برای دندان‌ها بسیار مضر می‌باشد، همچنین یک عدد نوشابه به اندازه شش بشقاب برنج چاق کننده است.
توصیه می‌شود به جای نوشیدنی‌های صنعتی از نوشیدنی‌های طبیعی مانند انواع شربت‌ها با‌ عسل (آب‌لیمو، عرق بهارنارنج، شاه‌توت، آلبالو و ...) و انواع دمکرده‌های گیاهی استفاده شود. 
 
سالم‌ترین و پرخاصیت‌ترین نوشیدنی سنتی ایران شربت سرکه انگبین است.
 
3-سس مایونز
از آنجا که سرعت رشد میکروب در سس مایونز بسیار بالاست، این ماده حاوی مواد نگهدارنده (سربات پتاسیم وبنزوات سدیم) است که سرطان‌زا هستند. به تجربه ثابت شده است که در اقلام غذایی هیچ چیز به اندازه سس مایونز موجب صدمه به پوست صورت وجوش صورت نمی‌شود. همچنین استفاده طولانی مدت از سس مایونز موجب بروز سنگ‌های صفراوی، ناراحتی‌های کبدی، آلرژی، چرب شدن سریع پوست و مو، گرفتگی عروق می‌گردد.
 
به جای سس مایونز صنعتی می‌توان از سس سنتی زیر در تهیه انواع سالادها استفاده کرد:
مواد لازم: روغن زیتون (1 لیوان)، ارده (کمتر از نصف قاشق غذاخوری)، نخود پخته چرخ شده(6-7 قاشق غذخوری)، سیر (1 حبه)، آبلیوی طبیعی (نصف استکان)، نمک و فلفل به میزان دلخواه.
تمام مواد را با مخلوط کن، کاملا مخلوط کرده تا سس یکنواختی به دست بیاید.
(در صورتی که سس غلظت مناسبی نداشت می توان با افزودن نخود پخته و روغن آن را به غلظت مناسب رساند)
این سس نرم کننده دستگاه گوارش می باشد و چاق کننده نیست.
 
4-گوشت گاو و گوساله به مقدار زیاد
بوعلی‌سینا، شانزده بیماری مهلک را به مصرف گوشت گاو و گوساله مرتبط می‌داند که اولین آن سرطان و دوم مالیخولیا (معادل اسکیزوفرنی امروز) وسوم بواسیر (هموروئید) می‌باشد.
گوشت گاو به شدت سودازاست، موجب افزایش غلظت خون شده و برای کبد بار سنگین دارد. سبب تیرگی پوست، حالت‌های عصبی وافسردگی، وسواس، واریس، بزرگ شدن طحال و ... می‌شود. 
 
از بین گوشت ها بهترین گوشت برای مصرف گوشت گوسفند جوان می باشد که طبع آن گرم و تر است و معتدل می باشد. بهترین شیوه مصرف گوشت، آبگوشت است.
 
5-سوسیس و کالباس
مواد افزودنی بنزوات سدیم و نیترات به حد وفور به این اقلام افزوده می‌شود که بسیار مضر هستند.30 تا 60 درصد ترکیب سوسیس و کالباس متشکل از سیر است که خود سبب آکنه می‌شود. گوشت پایه آن‌ها (اگر گوشتی در کار باشد!)، گوشت گاو پیر و فاسد می‌باشد که مضرات آن پیشتر گفته شد. حتی باز بنا به شواهد عینی، از زایدات گوشت و گوشت‌های غیر قابل استفاده برای ساختن سوسیس و کالباس استفاده می‌شود.
برای جلوگیری از سیاه شدن این فرآورده‌ها از نیترات سدیم استفاده می‌شود که در بدن با گلوبین خون ترکیب شده و ماده‌ای به نام نیتروزامین ایجاد می‌کند و موجب بروز سرطان به خصوص در معده می‌شود.
 
با مصرف جوز در کتلت و کوکو، مزه این غذاها شبیه به مزه سوسیس، و با مصرف سیر و زیره مزه آن ها شبیه به مزه کالباس می شود.
 
6-پیتزا و همبرگر
خمیر پیتزا از آرد سفید صفر (فاقد سبوس و خاصیت) تهیه می‌گردد و برای معده سنگین و مضر است. همچنین پنیر پخته در طب سنتی بلغم‌زا و مضر شناخته شده است (در هیچ غذایی نباید از پنیر پخته شده استفاده کرد). در پیتزا از سوسیس و کالباس و روغن‌های سرخ کردنی استفاده شده که پیشتر مضراتشان ارائه شد.
همبرگر نیز از گوشت گاو تشکیل یافته که مضر است وسرخ کردن آن با روغنی که بارها سرخ شده است، ضریب سرطان‌زایی آن را بالا می برد.
 
پیتزا و همبرگر را می توان در منزل و به کمک مواد سالم تهیه کرد. می توان برای تهیه خمیر از آرد سبوس دار و همچنین از گوشت چرخ کرده گوسفندی استفاده کرد. 
 
7-پفک و چیپس
در یک تحقیق علمی در کشور انگلستان مشخص شده است که درصد عقیمی و ناباروری در کودکانی که پفک به وفور مصرف می‌کنند، بالاتر از سایر کودکان است. پفک حاوی تارترازین (به عنوان ماده قرمز ونارنجی رنگ) است که سبب اختلالات رفتاری واضطراب و پرخاشگری وتندخویی و حالت‌های عصبی در اطفال می‌شود. بنا به شواهد عینی پنیر پفک، اغلب پنیر تلخ (پنیر فاسد وگندیده که تاریخ مصرف آن گذشته) است، زیرا ارزانتر از پنیر سالم می‌باشد. پفک چسبندگی فوق‌العاده به دندان‌ها دارد. به طوری که با هفت مرتبه مسواک زدن صحیح واصولی، باز هم ذرات پفک لابه‌لای دندان‌ها مشاهده می‌شود. پفک اشتهای طبیعی کودک را از بین می‌برد. با توجه به آمار بالای مصرف پفک، باید برای سلامتی نسل آینده شدیدا نگران بود.
اسیدهای چرب ترانس موجود در چیپس پس از حرارت دیدن مکرر تبدیل به ( fft (free fat acid شده که سرطانزا هستند. همچنین روغن‌های مورد استفاده در تهیه چیپس‌ها، روغن‌های سرد صنعتی می‌باشد.
 
به جای استفاده از تنقلات صنعتی می توان از تنقلات سالمی چون نخود و کشمش، انجیر، برنجک و گندم برشته، انواع مغزها (پسته، بادام، فندق، تخمه کدو)، انواع برگه ها (برگه هلو، برگه زرد آلو) استفاده کرد.
 
8-ماکارونی
ماکارونی با آرد سفید صفر (بدون سبوس) تهیه می‌شود که فاقد ارزش غذایی می‌باشد. ماکارونی حاوی گنوتن صنعتی (جهت خشک کردن رشته‌های ماکارونی) است که متاسفانه مقدار آن از حد مجاز بین‌المللی، بیشتر گزارش شده است. گنوتن صنعتی سرطان‌زا است و ایجاد یبوست و زخم‌های روده‌ای می‌کند.
 
9-برنج سفید
برنج سفید که پر مصرف‌ترین اقلام سفره ایرانی شده است، بسیار مضر است! برنج سودازاست وخون را به شدت غلیظ می‌کند. برنج یبوست‌زاست و یبوست مادر تمام بیماریهاست. برنج موجب بروز سُده یا انسداد در مجاری ادراری، کانال نخاعی، انسداد عروقی، ایجاد سنگ صفرا و سنگ کلیه می‌شود.
تا جایی که ممکن است مصرف برنج در طول هفته بایستی کم شود و در زمان مصرف حتما با مصلح خود که زیره، شوید، سیاده‌دانه و شیر است، استفاده شود. برنج کته‌ای (پلو مانند لوبیا پلو، عدس پلو و ...) کم ضررتر از برنج سفید آبکش شده است. همچنین برنج ایرانی، کم ضر تر از برنج خارجی می‌باشد.
 
10-چای
چای به عنوان یک گیاه دارویی فوایدی دارد، اما کفه مضرات چای سنگین‌تر از فواید آن می‌باشدکاربرد چای در درمان بیماری‌های چشمی است. چای سبب آریتمی قلبی، کم خونی، اختلالات گوارشی، چروکیدگی پوست صورت، ریزش مو و ایجاد سنگ کلیه (به دلیل وجود اگزالات) خواهد شد. چای به دلیل داشتن تئین (مخدر)، موجب اعتیاد و کاهش منیزیم موجود در خون و بروز سرطان می‌شود. چای به دلیل داشتن کافئین موجب فشار خون بالا، حرکت نامنظم ماهیچه‌های قلب، افزایش ترشح اسید معده، زایمان زودرس، افزایش قند خون و کاهش جذب آهن از رود‌ها می‌شود.
چای جاذب سموم محیط بوده و موجب لطافت و پاکیزگی هوا (مانند هوای شمال کشور) می‌شود. در نتیجه چای منشاء سموم موجود در هواست. در منابع طب سنتی به عنوان پست‌ترین دمکرده گیاهی معرفی شده است. چای سودازا وبلغم زاست.
بهتر است از به جای استفاده از چای از انواع دمکرده‌های ایرانی استفاده شود.
 
11-قند و شکر
قند وشکر در حقیقت تفاله باقیمانده چغندر و نیشکر هستند که تمام مواد مفید و ارزشمند را از آن گرفته‌اند وبه دام‌ها داده‌اند و تفاله آن را به انسان می‌دهند! شکر و قند سفید به دلیل استفاده از مواد رنگ‌ بر، برای کبد مضر هستند و شکر سبب به هم خوردن متابولیسم سلول‌های کبدی می‌شوند. 
ساکاروز موجود در قند، در بروز بیماری‌های زیر تاثیر می‌گذارد: سرکوب سیستم ایمنی، افزایش بیماری‌های قلبی و عروقی، افزایش چربی، چاقی، دیابت، یبوست، سنگ کیسه صفرا و کلیه، آسم، آلرژی، میگرن و انواع سردردها، کیست تخمدان، افزایش هورمون استروژن در مردان، نازایی، پیروی زودرس.
 
به جای استفاده از قند و شکر می توان از انواع شیرینی های طبیعی از جمله عسل، کشمش، توت، انجیر و خرما استفاده کرد. همچنین می توانید به جای قند و شکر سفید شده از قند و شکر قهوه ای (قند و شکر تهیه شده از چغندر قند که هنوز به آن مواد رنگ بر نزده اند) استفاده کرد که خوشبختانه امروزه در بازار موجود است.
 
12- مرغ ماشینی
آن‌ها از نور آفتاب و شرایط طبیعی محروم هستند، با هورمون‌های رشد یا دانه‌های غنی شده، به سرعت رشد کاذب پیدا کرده و پروسه طبیعی رشد خود را طی نمی‌کنند. به مرغ‌ها، آنتی‌بیوتیک‌های متنوع ومتعددی خورانده می‌شود که سبب ایجاد مقاومت میکروبی در بدن انسان و بروز و شیوع عفونت‌های میکروبی در بدن فرد خواهد شد.
روش ذبح مکانیکی مرغ‌ها، سبب ترشح هورمون استرس در بافت‌های آنها شده که برای بدن انسان مصرف کننده، مضر است (تحقیق در کشور فرانسه).
استفاده بیش از اندازه از مرغ‌های ماشینی موجب بلوغ زودرس نیز می‌شود.
گوشت مرغ (البته مرغ طبیعی) از لحاظ طب سنتی بلغم‌زاست و جایگاه چندانی در تغذیه طب سنتی ایرانیان ندارد. 
 
نتیجه‌گیری:
در کل استفاده از اقلام تولید شده در کارخانه‌ها به دلیل اینکه حاوی انواع مواد نگهدارنده از جمله بنزوات سدیم، نیترات، سربات و ... می‌باشند، مضر و خطرناک است و قابلیت سرطان‌زایی را با خود به همراه دارند. بایستی حتی‌المقدور از مصرف آنها اجتناب شود که می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
انواع محصولات لبنی کارخانه‌ای (شیر، ماست، پنیر، کره، دوغ، بستنی)، انواع اقلام بسته‌بندی شده جهت مصرف در پخت غذا و نگهداری طولانی مدت آن‌ها (تن‌ها، کنسروها، کمپوت‌ها، رب گوجه، ماکارونی، روغن‌های جامد و مایع نباتی)، انواع ترشیجات کارخانه‌ای (سرکه، آبلیمو و آبغوره)، انواع تنقلات (شکلات، کاکائو، آب‌نبات، کیک، بیسکویت، چیپس، پفک، لواشک، آلوچه). 
 
اصول طبخ غذا

طبخ غذا اصول و قواعدی دارد که متاسفانه امروزه در سفره های ایرانی این اصول کمتر رعایت می شود. مهمترین این اصول به شرح زیر می باشد:

1-غذا باید به آرامی و با تأنی و در مدت زمان طولانی و با حرارت ملایم پخته شود. 
استفاده از 
زودپز برای پخت غذا به دلیل وجود حرارت و فشار بالا باعث له شدن مواد داخل زودپز و متلاشی شدن این مواد می‌شود. در نتیجه غذای تهیه شده در زودپز نه تنها هیچ خاصیتی ندارد (بیشتر یک تفاله است تا غذا) بلکه به دلیل متلاشی شدن، سرطان‌زا نیز می‌باشد.
استفاده از مایکروویو برای پخت غذا به دلیل داشتن امواج مایکروویو و تخریب ساختار مولکولی غذاها مضر بوده و موجب سرطان می‌شود. 
امواج 
مایکروویو در مسیر حرکت خود پس از برخورد با ماده یا از آن عبور می‌کند و یا جذب آن می‌شود. این امواج جذب موادی که حاوی آب هستند مانند غذا و بدن انسان می‌شوند. قرار گرفتن در معرض تابش امواج مایکروویو می‌تواند به مرور موجب سوختگی‌های بافتی و آب مروارید شود. این در حالی است که بنا بر تحقیقات صورت گرفته تمام مایکروفر های موجود در بازار نشتی امواج دارند که بسیار خطرناک است. 
همچنین استفاده از 
غذاهای مایکروویو شده باعث کاهش حافظه، لطمه به مغز، اختلال در تولید هورمون‌های مردانه و زنانه و کاهش و اختلال در سیستم دفاعی بدن می‌شود. همچنین برخورد مستقیم این اشعه با انسان باعث پاره شدن رشته‌های DNA بدن و به دنیا آمدن نوزادان ناقص‌الخلقه می‌شود. علاوه بر موارد فوق برخی از غذاها همانند سیب زمینی اگر در مایکروفر گرم شود باعث لطمه شدید به مغز در حال رشد کودکان می‌شود. همچنین یکی دیگر از مضرات احتمالی دستگاه‌های مایکروویو در مورد گرم کردن دوباره غذاهاست که موجب بقای میکروب‌های غذا و تغییر ماهیت آنها شده که بسیار برای بدن آسیب‌زا است. 2-غذاها بایستی از مواد غذایی تازه تهیه شوند و از مصرف مواد فریز شده باید پرهیز کرد.
استفاده از غذاهای فریز شده و منجمد شده بسیار مضر است. در 
غذاهای فریز شده، ماهیت مواد غذایی دچار تحولاتی می‌شود که خواص و فواید غذا را تغییر داده و از بین می‌برد؛ در نتیجه بدن انسان را با کمبود مواد غذایی مفید روبرو می‌کند. همچنین نگهداری طولانی مدت این مواد در فریزر موجب تجمع مواد سرطان‌زا در غذاها می‌گردد. هر چه مدت فریز کردن غذاها طولانی‌تر باشد، مضرات آن نیز بیشتر است.
این در حالی است که اکثر بانوان ایرانی ماده غذایی خارج شده از فریزر را جهت استفاده در مایکروفر قرار می‌دهند که ضرر آن را برای بدن دو چندان می‌کند.

3- فلسفه نامگذاری آشپزخانه این بوده که محل طبخ آش و فراورده‌های آشی بوده است.
پایه سفره ایرانی آش بوده است. آش‌ها هم غذا هستند و هم دارو. متاسفانه امروزه خانواده‌های ایرانی کمتر از آش بهره می‌برند و یکی از دلایل مهم آن‌ها ایجاد ناراحتی‌های گوارشی می‌باشد. در صورتی که آش با مصلحات آن مصرف شود، نه تنها نفخ و سوزش معده ایجاد نخواهد کرد، بلکه سبب درمان و بهبود مشکلات گوارشی نیز می‌شود.

 
 
معنای عشق واقعی
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٩
 
معنای عشق واقعی
یک روز آموزگار از دانش آموزانی  که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید
راهی غیرتکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند
با بخشیدن،عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های
دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن
در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز
عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو
زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای
تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
  یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر،
تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود..
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی
نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان
لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های
مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم
بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت  همیشه عاشقت بود.
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست
شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا
فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ
مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین  راه پدرم
برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
…….
پس یاد گرفتید چی کار کنید دیگه، اگه ببر به شما و همسرتون حمله کرد به
زنتون بگید عزیزم تو فرار کن!!! من مردونه جلوی ببر رو می گیرم!

 
 
برگی از نوشته های چاپلین
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 

برگی از نوشتارهای چارلی چاپلین به دخترش ژاکلین:

 
 
 
 

 اسم من چاپلین است با همین نام چهل سال مردم روی زمین را خنداندم وبیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم.

 

زندگی فقط موسیقی ورقص وآواز نیست

نیمه شب که از سالن آمفی تآتربیرون میآیی تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن.وحال آن راننده تاکسی را بپرس  

حال زنش را بپرس  واگر آبستن بود  وپولی  نداشت تا برای بچه اش لباس بخرد "  چک بکش وپنهانی توی  جیب شوهر او

بگذار . به نماینده خود در بانک پاریس دستور داده ام فقط این نوع چکهای تورا بی چون و چرا قبول کند اما برای خرجهای

دیگرت باید صورتحساب بفرستی.

 

گاه وبیگاه با اتوبوس و با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن ودست کم روزی یک بار بگو: من از آنان هستم.تو یکی از آنان

هستی .

 دخترم: هنر پیش از آن که دو بال " دور  پروازبه آدم بدهد  اغلب دو پای او را نیز می شکند.

 دخترم: من خواهم مرد و تو خواهی زیست. امید من است که هرگز در فقر زندگی نکنی. اما اگر هرگاه دو فرانک خرج کردی با

خودت بگو: دومین سکه مال من نیست. این مال یک فرد گمنام است که به آن محتاج است.

برای پیدا کردن فقیران نیاز به جستجو نداری .

این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خوب خواهی یافت.

 

 دل به زر و زیور دنیا نبند

زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است وخوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد

 

اینها را گفتم اما بدان من پیرمردم وشاید که  حرفهای خنده دار میزنم.

ولی بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال 10 سال پیش باشد. مال دوران پوسیدگی؟. این 10 سال تورا پیرتر نخواهد کرد؟؟؟

از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیست؟

گفت: فاصله میان بدبختی اول با بدبختی دوم.

 

 دردنیا جای کافی برای همه هست " پس بجای اینکه جای

کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی


 
 
زندگی کنیم
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 
1-   دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت  رو برای خودت نگه دار!
آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن
 
 
 
 
2-   دائم در حال یادگیری باش!
سعی کن بیشتر راجع به کامپیوتر، کارهای دستی، باغبانی و خلاصه هرچی که فکرمیکنی یاد بگیری
هیچوقت نگذار مغزت بی کار بمونه
"مغز بیکار پاتوق شیطانه"
این شیطان هم اسمش آلزایمر ِ
 
 
3-   از چیزهای ساده، لـــذت ببر
 
 
 
 
4-   اغلب بخنـــــد، خنده­های طولانی
اونقدر بخند که نفست بند بیاد
اگه دوستی داری که خیلی باهاش می خندی، پس خیلی باهاش وقت بگذرون
 
 
5-   گاهی اوقات کمی هم اشک بریز
سختی کشیدن هست، غمگین بودن هست، اما ادامــه بده
تنها کسی که تمام طول زندگیمون کنار ماست، خود مــا هستیم
پس تا وقتی که زنده­ هستی زندگی کن
 
 
 
 
6-   دور و اطرافت رو با آدمها و چیزهایی پُرکن که دوستشون داری
با دوستها و فامیل، با یادگاری­هات، موسیقی، گل و گیاه و خلاصه هرچیزی که باعث خوشحالی­ت میشوند.
خوب حالا خونه­ ات پناهگاه و محل آرامشت شد؟
 
بگو ببینم، رابطه­ ات با خدا چطوره؟
 
 
 
7-   سلامتیت رو جشن بگیر و بهش اهمیت بده!
اگر سالمی، سعی کن این وضعیت رو حفظ کنی
اگر وضعت متغیره ، سعی کن متعادلش کنی و حالت رو بهتر کنی
اگر هم فکر می کنی تنهایی از پسش بر نمی آیی،از یک نفر کمک بگیر
 
 
 
8-   به سمت ناراحتی­ هات سفر نکن!
برو به یک مرکز خرید، برو به یک محله دیگر، حتی برو یه کشور دیگر
اما هیچ وقت جایی نرو که باعث سرافکندگی و احساس گناهت بشه
 
 
 
 
9-   از هر فرصتی که داری استفاده کن و به همه کسانی که دوستشون داری، عشقت رو نشون بده
 
 
 
 

 
 
قدر خانواده ات را بدان
نویسنده : مرضیه رضوانی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم

اووه !! معذرت میخوام...

من هم معذرت میخوام ,

دقت نکردم ...

 

 

 

ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه 

,خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم

 

 

 

 اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم 

 

 

 

کمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم.دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد همینکه برگشتم به اوخوردم وتقریبا" انداختمش با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو کنار“  

 

 

 

قلب کوچکش شکست و رفت

 

 

 

نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم

 

 

 

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:

 وقتی با یک غریبه برخورد میکنی ، آداب معمول را رعایت میکنی 

اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی

 

 

 

برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.

آنها گلهایی هستند که او برایت آورده است.

خودش آنها را چیده.

صورتی و زرد و آبی

 

 

 

آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه

 

 

 

هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

 

 

 

در این لحظه احساس حقارت کردم

 

 

 

اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم

 

 

 

بیدار شو کوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟

 

 

 

گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم 

نمیبایست اون طور سرت 

داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

من هم دوستت دارم دخترم

و گلها رو هم دوست دارم 

مخصوصا آبیه رو

 

 

گفت : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن

میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو ...

 

 

آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکتی که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشینی می آورد؟

 

 

 

اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد.

 

 

 

و به این فکر کنید که ما خود را وقف کارمیکنیم و نه خانواده مان !

 

 

چه سرمایه گذاری

ناعاقلانه ای !! اینطور فکر نمیکنید؟!!

 

به راستی کلمه



“خانواده“ یعنی چه ؟؟